...دیگر

 

 

آغازی ديگر...

آخرين نوشته ی سالی که...
سال پيش شاد بودم که سال را بی او به پايان نبردم و امسال شادم که گرچه سال را بی او به پايان می برم ،‌ اما برايش آرزوی زيباترين ها را می کنم...
شادم که توانايی اين را دارم تا برای تمام آدم ها ، برای بشريت و برای تک تک آنها که دوستشان دارم يا ندارم، آرزوی انسانيت کنم؛ و اميدوار باشم به او که هرگز نااميدم نکرد...
گاهی واژه ها ياری نمی کنند تا آنچه را می خواهی بر زبان آوری؛ تنها می خواهم بگويم از صميم قلب و با تمام وجودم برای همه ی آنها که تا کنون به نوعی  سنگ صبورم بودند، تمام آنها که نمی شناختمشان و بسياری اوقات به من آرامش دادند، تمام آنها که مايه  اميدواريم بودند ، آرامش و شادمانی و اميدی فراتر از آنچه در زمين می توان يافت می خواهم ...

 

Dov'e L'Amore...

Te quiero.......................

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        دوشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٤ - ری را

 

اسفند را دوست دارم. نه تنها به خاطر زادروزم و نه تنها به خاطر زادروزش!
دوست دارم به خاطر تمام زيبايی هايش؛ دوست دارم به خاطر عشقی که در اين ماه آموختم و هر بار عشقی حقيقی تر و آسمانی تر؛ و دوست دارم به خاطر زادروزش و زادروزم!
امروز روز زيبايی بود؛  جای تو خالی بود!(جای تو و آنهايی که ...) بيش از آنچه در تصورم بود؛بسيار بيش از آنچه در تصورم بود!
سه روز پيش زادروزش بود؛ برايش نوشتم و ... اين بار فرستادم!
و او ... امروز برايم نوشت...
گرچه تنها چند خطی اما برايم بيش از اينها ارزش داشت.

-خيلی زود گذشت.اميدوارم فقط نگذشته باشه...
بازم برام دعا کنيد. خيلی بيشتر از هميشه نياز دارم...

تا يه روز قشنگ ديگه که بازم به يادمون باشه هستی زيباترين هديه ايست که برای روز هستی يافتنمون گرفتيم ؛ از زيباترين...

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        پنجشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٤ - ری را